قدم 9
سلام مامانی قشنگم خوبی؟؟؟ خوش میگذره؟؟ 
مامانی از شنبه تا حالا درگیر بودم . شنبه که با اجازتون رفتم پیش دکترت. خدا رو شکر همه چی خوب بود فقط وزنم زیاد شده
شدم 71/900 این از این بعد برام سونوگرافی و آزمایش نوشت.
چون بابایی مسافرت بود نشد شنبه بریم مجبور شدیم یکشنبه بریم. 
یکشنبه بابایی از فرودگاه اومد با من و مامان جون رفتیم سونو. منکه نتونستم ببینمت ولی آقای دکتر گفت حال نوزادت خوبه خوبه. بعد که جواب سونو رو گرفتیم دیدیم نوشته جیجر مامان شده 1300 گرم . الهی من فدات شم 
بعد از اونجا با باباجون و مامان جون رفتیم دلاوران که برات تخت و کمد بخریم. انقده نازن. حیف که زود آماده نمیشه. خیلی خیلی خوگشلن
زود زود میای میبینیشون
دوشنبه هم رفتم آزمایش دادم. آخه هی تشنم میشه دکتر گفت شاید قند بارداری گرفته باشی برای همین یه سری برام آزمایش نوشت. ولی من که میدونم هیچی نیست .

ولی مامان جونم عزیزم چرا از شنبه مثل همیشه بهم لگد نمیزنی؟؟ ورجه وورجه نمیکنی؟؟؟ چرا انقده کم منو خوشحال میکنی؟
مجبور شدم امروز به دکتر زنگ بزنم. گفت غذا بخور بعد به پهلوی چپ بخواب اگه 5 تا بیشتر حرکت زد مشکلی نیست.
جیجر مامانی همینکار کردم حتی بعد از ناهار هم همینطور. خداروشکر توی نیم ساعت 7 تا حرکت کردی ولی میدونی چقدره من ناراحتم؟؟
دلم میخواد مثل همیشه با پات بهم فشار بیاری . اشکال نداره شاید جات تنگ شده . فقط از خدا میخوام صحیح و سالم بدو بدو بیای پیشم 


قدم 9
