قدم 44
سلام مامانی قشنگم بالاخره تونستم بیام وبلاگ شما
البته با کلی مطلبو عکسو همچنین معذرت بابت دیر کردم
الهی من قربونت برم که انقدر شیطون شدی که نگوووووووووووو
حسابی نگه داشتنت هیهات شده
ده نفره باید شما رو نگه داشت
اینم بگم شما روی چشم ما جا داری و با تمام وجود شما رو نگه داری میکنیم
جونم برات بگه که حسابی چهار دست و پا راه میری انقده قشنگ میری که نگو آدم فقط میخواد بشینه و نگاهت کنه
جدیدا یاد گرفتی با کمک میز و جای دست بلند شی وایسی البته اینم بگما که بدون اینکه به شما یاد بدیم خودت یاد گرفتی همه رو ذوق زده کردی

اینم در حال تماشای فوتبال

بستنی میخوری چه بستنی که آدم هوس میکنه ولی فقط یه اتفاق بدی که میوفته اینه که شما بعد اینکه بستنیت تموم میشه شروع میکنی به گریه که چرا تموم شد

راستی بالاخره بعد هشت ماه شما رفتی توی تخت خودت خوابیدی (البته فقط برای ظهرا)

اینم ساعت 2 شب که شما از خواب بلند شدی خوشحال و سرحال


این هم اولین دسته گلی که با دستای قشنگ پسرم به آب داده شد

مامانی عزیزم انقده قشنگ دست میزنی که نگو (حیف که نشد عکس بندازم سری بعدی انشالله)
یه بار ساعت 3 از خواب بلند شدی بابایی داشت میگفت بابا الان موقع لالا کردنه نه بازی کردن یهویی دیدم دست داری میزنیو میخندی که منو بابایی نتونستیم جلوی خندمونو بگیریم
بردیمت پیش آقای دکتر برای هشت ماهگیت البته دکتر خودت هنوز نیومده و خارج از کشور بالاجبار بردیمت یه دکتر دیگه خدا رو شکر همه چیو راضی بود
وزنت 9 کیلوگرم، قدت 72، دور سرت هم 44.5
به رژیم غذاییت هم خرما و زرده تخم مرغ و بیسکوئیت مادر اضافه شد که البته اصلا از مزه زرده تخم مرغ خوشت نمیاد راستی مامانی متوجه شدیم نی نی عمو مهدی پسر.شما دعری پسرعمو دار میشیییییییییی.چهار ماه دیگه بدنیا میاد .
امیدوارم راضی باشی پسر نازنینم فعلا امید زندگی من و بابایی


قدم 44 



